True Love

متن مرتبط با «میدانی» در سایت True Love نوشته شده است

تو میدانی

  • نیلوبلاگ

    گاهی خسته میشوم از واقعیت چمدانی از آرزوهایم میبندم خط سفید جاده را میگیرمو میزنم به دل خیال بی مهابا به دنبال توهمی شیرین راه را طولانی تَرَش میکنم گاهی جهت استراحتی کوتاه زیر سایه ی درخت خاطرات قدری مختصر گذشته را میشمارم روزهایش خاطراتش عشقو لبخندش و گاهی تلخی مثل زهرش و باز منو این چمدانو این جاده از روشنایی شروعو به تاریکی خاتمه آه که پایانی ندارد خیال و چقدر خوش است این مسیر نه مانعی و نه سرابی آنطور ک خودم باب میلم باشد جاده ش را میسازم یک به یک...

    ادامه مطلب
  • تو میدانی...

  • نیلوبلاگ

    شبو احاطه ی تنهایی که تن پوشی شده است برایم تنگ و طاقت فرساهرچه سقف اتاق را خیره میشومهرچه پنجره را به قصد ماه ذل میزنمآن آرامش این تاریکی شبها به سراغم نمی آیدگویی چیزی در اینجا گم شده استتو میدانی... پیمان......

    ادامه مطلب