یعنی میشود؟

خرید بک لینک

آنجایی که ستاره در دل تاریکی شب

بر چشمان خیره ی من چشمکی میزد

جرقه های یادت وجودم را آتشی میزد

میسوختم و اشک تبخیر میشد بر گونه م

با انگشت اشاره ای میکردم بر آسمان

آنجایی که ماه جا خوش کرده بود

یادت می آید؟ شبی که خیره بودم به ماه

میگفتم تو هم نیز ماه را ببین

گرچه کنارت نیستم اما نگاهم نگاهت را ببوسد

خیالم خیالت را کشد در آغوش

گرچه نیستی پیشم اما حضور خیالیت را داشته باشم

یادت می آید جان هم بودیم و باران تمام خواسته مان؟

یادت می آید روزی که تورا نمیدیم میل به خودکشی

سر به فلک میکشید

آه که چقدر حسرت ها در این گوشه ی زندگی من دفن شده

آه ار آن روزهایی که خواستنش آرزوست و آمدنش محال

یعنی و میشود؟ و یکبار دیگر فقط یکبار حتی از دور

تورا ببینم . یعنی میشود بار دگر عشق در قلبم غوغایی کند

مانند پیچ و تاب موی فر تو در آغوش من بپیچی

یعنی میشود بار دگر لب هایت نام مرا با میم مالکیت فریاد زند

یعنی میشود روزی آید که این ها خوابو خیال نباشد؟

یعنی میشود قبل مرگ بار دیگر تورا بوسید؟

شب دراز است و صبح کردنش کار محال

بخصوص امشبی که باز هم مانند شب های دگر

خوابو خیالت خیمه زد بر چشمان من

یعنی میشود تو بیایی؟

بعید ترین محال است که تو بیایی

ولی در خاطر من هر شب را زندگی میکنی

یعنی میشود؟

پیمان عزیزی...

True Love...

ما را در سایت True Love دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 20:23

صفحه بندی